همه­ی وقتش، همه­ی وجودش را قرآن گرفته. انگار که افتاده باشد توی حوض آیه­ها و از سر تا پایش آیه بچکد. انگار نیت که کم است؛ عزمش را جزم کرده باشد تا برای قرآنی که مظلوم است کاری کند. قرآن هم که کتاب منزل است. نازل می­شود بر ذهن و ضمیرش و از آنجا به نوک انگشتانش، به کلیدهای کیبورد. حسرت می­پاشد به دلم.

خدا گاهی چیزی می­دهد به بعضی­ها که به همه­ی نداشته­های ما می­ارزد.