حسرتنامه
همهی وقتش، همهی وجودش را قرآن گرفته. انگار که افتاده باشد توی حوض آیهها و از سر تا پایش آیه بچکد. انگار نیت که کم است؛ عزمش را جزم کرده باشد تا برای قرآنی که مظلوم است کاری کند. قرآن هم که کتاب منزل است. نازل میشود بر ذهن و ضمیرش و از آنجا به نوک انگشتانش، به کلیدهای کیبورد. حسرت میپاشد به دلم.
خدا گاهی چیزی میدهد به بعضیها که به همهی نداشتههای ما میارزد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 11:53 توسط مهراب
|