این روزها، کتاب
کتاب، این روزها شبیه کودک
فالفروشی است که از سرما
گوشهی پیاده رو کز کرده و با ناامیدی
فالهایش را می شمارد. گاهی هم نگاهی( همچنان با ناامیدی) به خیابان
میکند به ماشینهایی که از
پنجرهشان سگی سرش را آورده بیرون و به کودک توی پیاده رو نگاه
میکند به ماشینهایی که مسافرشان زنی سیگاری است. به
ماشینهایی که صدای
ضبطشان بلند است. خیلی بلند. به ماشینهایی که
شیشهشان بالاست و آنقدر تیره که
داخلشان را
نمیشود دید و روی پلاک عقبشان نوشته شده {سیاسی}
چه کسی به فکر کتاب است؟ به جز ناشر خصوصی که کتاب همه چیزش است و حالا همه چیزش را در معرض توفان
میبیند؟ دیگر چه کسی؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 14:41 توسط مهراب
|