استیصال، رخوت، گاوگیجه، بلاتکلیفی، نادانی توام با ناتوانی،... هر از گاهی با خودم زمزمه می کنم "باید که لهجه ی کهنم را عوض کنم...!" ولی نمی دانم چطور باید. می خواهم و نمی توانم.